مقدمه

ویروس کرونا ازجمله ویروس‌هایی است که بیش از آنکه موجبات مرگ‌ومیر افراد بشریت را فراهم سازد، می‌تواند به‌راحتی از یک انسان به انسان دیگر انتقال یابد. دوره نهفتگی این بیماری تقریباً چهارده روز است  و در این دوره، ویروس بسیار مستعد است تا به سایر افراد منتقل گردد. در مورد ظهور این بیماری دسته‌ای از پژوهشگران برآنند که این ویروس از سوپ خفاش (Bat soup) که توسط چینیان طبخ می‌شده، خلق گشته و سرانجام از یک انسان به انسان دیگر منتقل شده است. عده‌ی دیگری از پژوهشگران بر این باورند که کرونا ویروس یک سلاح بیولوژیک و آزمایشگاهی است که از سوی کشورهای متخاصم برای از بین بردن سایر کشورها استفاده شده است. هرکدام از این دو گروه از پژوهشگران نیز برای اثبات ادعای خود دلایلی را ابراز می‌نمایند. عموماً، سلاح‌های بیولوژیکی و تعیین و تشخیص آن‌ها امری دشوار است؛ ازاین‌روست که بسیاری از دولت‌ها به‌جای استفاده از جنگ نظامی، به استفاده از جنگ‌های بیولوژیک روی می‌آورند. هرچند که ممکن است خود نیز درگیر آن گردند، اما بهای مرموز و مبهم ماندن مسئله اتهام به کشورها ارزش این امر را دارد که بعضاً نیز این سلاح مورد استعمال قرار گیرد. حال درصورتی‌که سؤال اساسی بیولوژیک بودن کرونا ویروس باشد، باید به ابعاد مختلف موضوع پرداخت.


1- ماهیت کرونا ویروس یا کووید-19

کرونا ویروس یک بیماری سیستم تنفسی است که به‌آسانی می‌تواند از یک فردبه‌فرد دیگر منتقل گردد. طریقه انتقال این بیماری از طریق دست دادن و ارتباط نزدیک داشتن با فرد مبتلا است. علائم ظهور ویروس کرونا عبارت‌اند از:

تب، سرفه و تنگی تنفس

کرونا ویروس دارای خانواده گسترده‌ای هستند. این ویروس‌ها موجب بروز علائم سرماخوردگی در انسان‌ها و البته حیوانات می‌شوند. گاهی کرونا ویروس به دستگاه تنفسی انسان حمله می‌کند و گاه نیز موجب در روده و معده انسان گسترش می‌یابد. به گفته دانشمندان این ویروس ا ز دو قسمت تشکیل شده است:

هسته‌ی بیرونی ویروس را مواد ژنتیکی و هسته‌ی بیرونی آن را تاج‌های پروتئینی تشکیل می‌دهند.

ابته در حال حاضر واکسنهای متعددی از جمله واکسن فایزر، واکسن اسپوتنیک V ، آسترانزیکا و ... از جمله مهمترین واکسن ها در مبارزه با این ویروس حتی از نوع جهش یافته یا انگلیسی آن هستند.

2- ماهیت بیوتروریسم

بیوتروریسم متشکل از دو واژه بیو (bio) و تروریسم (Terrorism) است. بیو در لغت به معنای زیستی است و تروریسم در لغت تروریسم استفاده غیرقانونی از زور یا خشونت علیه شخص، حیوانات یا املاک برای ترساندن یا اجبار دولت یا مردم غیرنظامی برای دستیابی به اهداف سیاسی یا اجتماعی است. بیوتروریسم استفاده از میکروارگانیسم‌ها (Micro organism) (باکتری‌ها، ویروس‌ها و قارچ‌ها) یا سموم توسط گروه‌های تروریستی یا افراطی برای تولید سلاح‌هایی است که باعث مرگ و بیماری در انسان، حیوانات و گیاهان می‌شود.

درواقع، بیوتروریسم هرگونه اقدامِ به‌شدت وحشت‌زا و آسیب‌رسان با استفاده از انتشار عمدی عوامل بیولوژیک است. عوامل بیولوژیک به‌شدت بیماری‌زا هستند. اکنون بسیاری از کشورهای اَبَرقدرت به این نتیجه رسیدند که به‌جای درگیر کردن نیروی نظامی خود، با بهره‌برداری از سلاح‌های بیولوژیک و تولید عوامل بیماری‌زا سایر کشورها را از پا درآورند؛ بنابراین اکنون زمان آن رسیده که خطر جنگ‌افزارهای بیولوژیک موردتوجه قرار گیرد. به‌عبارت‌دیگر، بیوتروریسم استفاده عمدی یا تهدیدآمیز از عوامل بیولوژیکی است. ویروس‌ها، باکتری‌ها، سموم یا موارد دیگر عوامل ایجاد بیماری یا مرگ در افراد، حیوانات یا گیاهان. ازآنجاکه اکثر عوامل بیوتروریسم در اولویت زندگی مشترک هستند منشأ آن، آگاهی و نگرانی شدید در مورد احتمال بیوتروریسم حیوانات وجود دارد. دامپزشکان و دامداران ممکن است اولین کسی باشند که موارد اولیه یک اقدام بیوتروریستی را تشخیص می‌دهد. عوامل بیولوژیکی به سه دسته از A تا C قابل‌تقسیم است که ذیلاً به آن پرداخته می‌شود

1-2. آثار بیوتروریسم

عوامل بیولوژیک پریونها (Prion)، ویروس‌ها، باکتری‌ها و قارچ‌ها به طرق مختلف می‌توانند منجر به مرگ یا آسیب به‌سلامت جسمانی افراد شوند. استفاده از عوامل بیولوژیکی (سلاح‌های زیستی) برای ایجاد صدمه یا مرگ مفهوم جدیدی نیست. کشورها صدها سال درگیر بیوتروریسم بودند. بیوتروریسم مربوط به قرن چهاردهم میلادی و هنگامی است که افراد مسلح به چاه‌های دشمن فرورفتند تا آب شُرب را مسموم کنند. به‌طور مشابه، بیوتروریسم در طول جنگ‌های فرانسه و هند رخ داد، هنگامی‌که به بومیان آمریکایی پتوهایی مملو از آبله داده شد. پس از آن نیز، آلمان‌ها در جنگ جهانی اول با عوامل پسودومونا (گونه از باکتری گرم است) و باسیلوس آنتراسیس (گونه ای باکتری گرم است) آلودگی ایجاد کرده و سلامت افراد جامعه را به خطر انداختند. در ادامه در سال‌های 1984 و 2001 نیز در شهرهای آمریکا آلودگی با استفاده از سلاح‌های بیولوژیک ادامه داشت. یکی دیگر از آلودگی‌های بیولوژیکی، استفاده از سالمونالا (Salmonella) در سالاد - در دالاس (Dallas)، ایالات ارگان (Organ) و دیگری حمله سیاه‌زخم در سال 2001 به‌عنوان سلاح‌های بیولوژیک در تاریخ ثبت گشته‌اند. تأثیر بالقوه بیوتروریسم به: عامل مورداستفاده، میزان انتشار یافته، روش پراکندگی، شرایط آب و هوایی و رهاسازی، ایمنی موجود در جمعیت در معرض دید و سرعت شناساییِ نحوه حمله بستگی دارد.  بیوتروریسم می‌تواند منجر به عوارض بالا و مرگ‌ومیر شود، زیرا عوامل بیولوژیکی هوازی (عوامل بیولوژیکی هوازی همان‌طور که از نام آن‌ها پیداست احتیاج به هوا برای زنده ماندن دارند) می‌توانند در مدت‌زمان کوتاهی افراد زیادی را آلوده کنند یا از بین ببرند. حتی حملات غیر هوازی مانند حمله آنتراکس (سیاه زخم) می‌تواند منجر به عوارض و مرگ‌ومیر شود. هر چند تعداد اقدامات بیوتروریسم کاهش یافته است، اما آنچه موجب رعب و وحشت و نگرانی می‌شود بالا بودن نرخ مرگ‌ومیر ناشی از این بیماری است. قبل از قرن بیستم، استفاده از عوامل بیولوژیکی سه شکل عمده داشت:

1- آلودگی عمدی مواد غذایی و آب با مواد سمی یا مسری با استفاده از میکروب‌ها؛

2- استفاده از سموم بیولوژیکی در سلاح‌ها؛

3- استفاده از پارچه‌ها و افراد تلقیح شده ازنظر بیولوژیکی. امروزه، فنون پیشرفته باکتریولوژیکی و ویروسی امکان‌پذیر است. انبارهای قابل‌توجهی از مواد شیمیایی زیستی مسلح شده وجود دارد که قادر به گسترش و ایجاد بیماری‌هایی نظیر آنتراکس (سیاه زخم)، تب مالت، تولارمی (نوعی بیماری که به تب خرگوش معروف است و منجر به ایجاد علائم شبیه به آنفولانزا و گاهی ایجاد زخم های پوستی می شود)، آبله و مسمومیت می‌باشد.

گسترش سلاح‌های بیولوژیکی شکل بسیار ویژه‌ای دارد. امروزه این مسئله مورد تائید قرار گرفته است که حتی اشیاء جسمی نیز می‌توانند برای گسترش عوامل بیولوژیکی استفاده شوند.

به‌تازگی، با پیشرفت فن‌آوری، بیماری‌های سلاح‌های زیستی به‌سرعت گسترش یافته و کنترل و ریشه‌کن کردن آن‌ها بسیار دشوارتر از بیماری‌های مرسوم است. با این حال، آمادگی بیوتروریسم به کاهش نتایج منفیِ بالقوه کمک می‌کند و به‌عنوان بخشی از یک برنامه جامع مدیریت اضطراری توسط مراقبت‌های بهداشتی و آژانس‌های بهداشت عمومی موردنیاز است. تدوین روش‌هایی برای یک مراقبت قابل‌توجه از خدمات درمانی، بهداشت عمومی و مدیریت اضطراری باید در اولویت قرار بگیرد.

یک سلاح بیولوژیکی می‌تواند مؤثرتر از بمب هیدروژن باشد. این تجزیه‌وتحلیل سلاح‌های بیولوژیکی تأثیر یک عامل قدرتمند را نشان می‌دهد. حملات بیولوژیکی یا با ایجاد بیماری یا به‌طور عادی، برای نابودی جمعیت طراحی شده است.

برای ایجاد حمله بیولوژیکی به سمت اهداف حساس یا جمعیت، مقادیر زیادی از عوامل بیولوژیکی موردنیاز است. سلاح بیولوژیک ایده آل همچنین باید از ظرفیت بالایی برای ناتوانی مصدومین درگیر برخوردار باشد. باید توجه داشت که تأثیر عامل بیولوژیکی می‌تواند آنی یا با تأخیر باشد. از دیگر خصوصیات مهم یک سلاح بیولوژیکی مسیر انتقال و ازاین‌رو سهولت انتشار با روش مناسب انتشار می‌باشد. سرانجام، باید پایداری عامل ارزیابی شود.

عوامل بیولوژیکی می‌توانند با توجه به ویژگی خطراتی که برای سلامت دارند طبقه‌بندی شوند:

عفونت: توانایی یک عامل برای نفوذ و تکثیر در بدن میزبان

بیماری‌زایی: توانایی عامل در ایجاد بیماری پس از نفوذ به بدن.

 قابلیت انتقال: توانایی انتقال عامل از فرد آلوده به فرد سالم است.

2-2. تقسیم‌بندی جنگ‌افزارهای بیولوژیکی

جنگ‌افزارهای بیولوژیک بر اساس ماهیت و میزان خطرناک بودنشان به گروه‌های A تا C قابل‌تقسیم هستند که در ذیل به بررسی و توضیح هر یک از آن‌ها می‌پردازیم:

گروه A: این گروه حتی در کمترین میزان سمی بودن به‌شدت خطرناک هستند و قابلیت کشتار فراوانی را دارند. این گروه از جنگ‌افزارهای بیولوژیک به‌طور کامل در محیط می‌مانند. بیماری حاصله از این گروه عبارت‌اند از: طاعون، سیاه‌زخم، بوتولیسم (نوعی بیماری که بدن را دچار فلجی می کند)، آبله، تولارمی ، تب‌های هموراژیک ویروسی.

گروه B: این گروه نسبت به گروه A از قدرت کشتار کمتری برخوردار هستند. بیماری‌های حاصله از این گروه عبارت‌اند از: آسیب‌های عروقی-عصبی، مَشمَشه (یک بیماری باکتریایی)، تب کیو( (Q fever)، پسیتاکوزیس(Psittacosis) (تب طوطی)، مسمومیت منتقله از راه آب، مسمومیت‌های منتقله از راه غذا، بروسلوز، تیفوس.

گروه C: این گروه به‌شدت بیماری‌زا هستند و به‌راحتی قابل تکثیر در محیط می‌باشند. این گروه ازاین‌جهت خطرناک هستند که به دلیل نبود دانش کافی برای کنترل آن‌ها به‌شدت مرگبار هستند و قابل‌گسترش و شیوع می‌باشد. بیماری‌های حاصله از این گروه عبارت‌اند از: عفونت حاد تنفسی، آنفولانزا، ایدز، عفونت تنفسی شدید.

به نظر میرسد بیماری کرونا ویروس با توجه به تأثیر شدید و عجیب آن بر روی دستگاه‌های تنفسی می‌تواند در زمره‌ی گروه C قرار گیرد.

3-2. چگونگی انتشار سلاح‌های بیولوژیکی

گاهی عامل بیولوژیک از طریق اسپری در هوا منتشر می‌شود. یک سم‌پاش حشره‌کش صنعتی که برای نصب در هواپیما طراحی شده است، نمونه‌ای برای انتشار یک عامل بیولوژیک است. به هر روی، با استفاده از وسایلی از قبیل سم‌پاش‌های صنعتی یا انواع دیگر دستگاه‌های تولیدکننده هوا به‌راحتی می‌توان یک عامل بیولوژیکی جنگ بیولوژیکی را در هوای آزاد پخش کرد. عوامل بیولوژیکی ذرات معلق در هوا پراکنده می‌شوند و یک غبار ریز تشکیل می‌دهند؛ گاهی نیز با آلوده کردن آب، غذا و حیوانات می‌توان آلودگی را به انسان منتقل نمود. گرما بیشتر عوامل بیماری‌زا و سموم را از بین می‌برد؛ بنابراین، برای مؤثر بودنِ بیشتر عوامل، باید از غذاهای خام استفاده شود. ممکن است، گاه عوامل جنگی بیولوژیکی با تزریق پنهانی منتقل می‌شوند. بعضی از مواد (به‌عنوان‌مثال، رایسین) (رایسین ماده‌ای بسیار سمی می‌باشد که حتی مقدار اندکی از آن به‌اندازه چند دانه نمک خوراکی می‌تواند انسان بالغ را از پای درآورد. این سم بسیار خطرناک از گیاه کرچک تهیه می‌شود) هنگام تزریق کشنده هستند. حالت‌های احتمالی حمله سلاح بیولوژیک در هر محیط عملیاتی با توجه به ماهیت سیستم به کار رفته، زمان، شرایط آب و هوایی و جغرافیای محلی با توجه به موقعیت مکانی متفاوت خواهد بود.

عوامل بیولوژیکی را می‌توان از طریق یک یا چندراه انتقال داد. حالت‌های انتقال به شرح زیر است:

- تزریق: موادی که از طریق مایعات بدن یا خون منتقل می‌شوند؛

- تنفس: عواملی که توسط افراد آلوده ساطع می‌شود و ممکن است توسط افراد دیگر استنشاق شود؛

- تماس: از طریق تماس عوامل موجود در سطح ارگانیسم آلوده می‌توانند ارگانیسم دیگری را آلوده کنند؛

- اشیاء: از طریق اشیاء، مواد غذایی و سایر چیزهای آلوده به مدفوع انسان یا حیوان‌ها بیمار؛

- از طریق تماس جنسی.

4-2. سیستم‌های درگیر در سلاح‌های بیولوژیک

- سیستم تنفسی: وجود مایه در ریه‌ها و آسیب در غشاهای موجود سبب تخریب ریه‌ها می‌شود. بیماری‌هایی شبیه به آنفولانزا از این دست هستند. در صورت عدم موفقیت در از بین بردن میکروارگانیسم بیماری‌زا، ممکن است به سیستم لنفاوی منتقل شوند و در آنجا ممکن است تکثیر یابد و بیشتر عوامل بیولوژیکی را تحت تأثیر قرار دهد.

- سیستم گوارشی: دستگاه گوارش، مصرف گوشت یا آب آلوده، تهوع، درد شکم و خونریزی، تب و استفراغ می‌تواند با استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها زود درمان شود. سلاح‌های بیولوژیکی می‌توانند در غذای آلوده یا آب آشامیدنی، از طریق تماس با دهان و دندان پس از دست زدن به سطوح آلوده، یا با بلع مخاط تنفسی، پس از تجمع ذرات بزرگ‌تر از ذرات معلق در هوا در بینی / گلو و مجاری فوقانی وارد دستگاه گوارش شوند. از بین تمام مسیرهای مواجهه، این ساده‌ترین کنترل است به‌شرط آنکه منابع آلوده شناخته شده باشند.


3- بررسی کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیک و سمی (Biological and toxin weapons convention (BTWC))

کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیک و سمی هرگونه تولید، دستیابی، انتقال و ذخیره‌سازی تسلیحات بیولوژیک و سمی را ممنوع می‌کند. این کنوانسیون در سال 1976 لازم‌الاجرا شد. 155 کشور عضو این کنوانسیون هستند و 16 امضاکننده دارد. این کنوانسیون دارای مشکلاتی است که در ذیل به بررسی آن‌ها می‌پردازیم:

1-3. نواقص کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیک

باریک بودن مرز میان اهداف تهاجمی و تدافعی مشکلات زیادی را به وجود آورده است؛ توضیح آنکه از یک‌سو ممنوعیت در زمینه مسائل علمی و تحقیقاتی مانعی برای پیشرفت‌های تکنولوژیکی به حساب می‌آید. از سوی دیگر در صورت فقدان ممنوعیت ممکن است راهی برای ساخت سلاح‌های بیولوژیک مفتوح شود.

نبود یک سیستم راستی آزمایی در کنوانسیون از بزرگ‌ترین مشکلات آن به‌حساب می‌آید. به این معنا که این کنوانسیون هیچ آژانس نظارتی و بازرسی و یا یک نهاد دائمی که دولت‌ها بتوانند در رابطه با عوامل مشکوک با آن گفتگو کنند را ندارد. البته، حتماً در این مورد نیز مانند سایر موارد دولت‌ها این امکان را دارند تا موارد مشکوک را به شورای امنیت سازمان ملل اطلاع دهند. یک دلیل قوی که حکایت از قرار ندان یک سیستم راستی آزمایی قوی می‌کند مخالفت شوروی با بازرسی‌های محلی اضافی است.

2-3. مزایای کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیک

برجسته‌ترین خصوصیت کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیک اجبار اعضای آن به نابودی تمامی عوامل بیولوژیک است. با این وصف که اقدامات و تدابیر احتیاطی نیز باید در زمان از بین بردن عوامل بیولوژیک مورداستفاده قرار گیرد. هرچند در این راستا برای دولت‌هایی که عضو کنوانسیون نشدند اجبار و الزامی مبنی بر ارائه گزارش در صورت داشتن یا نداشتن عوامل بیولوژیک وجود ندارد.

3-3. تدابیر اتخاذی در جهت بهبود عملکرد کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیک

اقدامات اتخاذی در جهت تقویت کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیک به شرح زیر است:

- طرح‌های اعتمادسازی (Confidence-building measures): این طرح‌ها در سال 1986 مطرح گردید که طی آن بر مجموعه‌ای از طرح‌های اعتمادسازی توافق شد. تبادل اطلاعات در مورد کنترل مراکز تحقیقاتی و آزمایشگاه‌ها، تشویق و ترغیب به انتشار نتایج بیولوژیک و افزایش تعاملات و ارتباطات و سطح همکاری میان دولت‌ها نمونه‌ای از طرح‌های اعتمادسازی است.

- فرآیند تصدیق و تأیید کارشناسان (Verification experts): در سال 1991 دولت‌های عضو تصمیم گرفتند تا یک گروه ویژه از کارشناسان دولتی را تشکیل دهند تا نسبت به تولید، ساخت ذخیره و نگهداری عوامل بیولوژیک آزمایشات لازم را انجام دهند.

4- کرونا ویروس یا کووید-19 به‌عنوان سلاح بیولوژیک؛ موافقان و مخالفان

بیماری کویید-19 که تا الان بیش از 120 کشور را در برگرفته، از مرز دو میلیون ابتلا (تا زمان نگارش مقاله) در جهان گذشته و هزاران نفر را کشته است. علاوه بر بحران زیستی، پیامدهای شوک‌آور و ماندگار اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روانی را دارد. ارزیابی اولیه حاکی از ضرر سه تریلیون دلار به اقتصاد جهانی در اثر ریزش بورس‌های جهانی و کاهش فعالیت‌های تولیدی و تجاری تا زمان حاضر است.

با توجه به عملکرد این ویروس، ادعاهایی مبتنی بر تدارک کووید-19 به‌عنوان یک سلاح بیولوژیک وجود دارد. این اندیشه دارای موافقان و مخالفانی است که ذیلاً به آن می‌پردازیم:

1-4. نظرات موافقان

1- این ویروس بیش از هر چیز اقتصاد و کارآمدی دولت‌ها را نشانه گرفته است و به معیار و ملاکی جهت برخورداری آن‌ها از اعتماد عمومی یا سلب اعتماد عمومی بدل شده است؛

2- حجم زیاد نادانستگی نسبت به وضعیت مرموز این ویروس به ادعای بیولوژیک بودن این سلاح بیش‌ازپیش دامن میزند؛

3- در سالهای اخیر، چین در بخشهای مهم استراتژیک در علوم، فناوری و پزشکی زیستی سرمایه گذاری زیادی کرده است. برنامه‌ای برای ایجاد دوازده آزمایشگاه از بالاترین سطح کنترل بیولوژیکی، سطح ایمنی زیستی (BSL-4)، در چندین شهر وجود دارد. به عنوان ثمره همکاری بین المللی در درجه اول با فرانسه، اولین آزمایشگاه BSL-4 در انستیتوی ویروس شناسی Wuhan (WIV) آکادمی علوم چین در سال 2017 ساخته شد. هنگامی که در سال 2018 به طور کامل عملیاتی شد، مقامات و دانشمندان با شور و شوق جشن آزمایشگاه به عنوان نقطه عطف دیگری در علم به دست آمده توسط چین، یعنی در روح معمول میهن پرستی یا ملی گرایی را برگزار کردند.

4- پیشرفت اقتصادی چین، امری است که بر هیچ کس پوشیده نیست؛ چرا که تا سال 2050 چین به یکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی در جهان بدل خواهد شد. از این رو، این امر دور از ذهن نخواهد بود که آمریکا به منظور ضربه زدن به اقتصاد چین، چنین ویروسی را پرورش داده است تا از صعود چین و کشورهای دیگر از جمله ایران ممانعت به عمل آورد.

5- در دنیای تکنولوژی اطلاعات داده‌های ژنتیکی افراد و در سطوح کلان جمعیت می تواند تحلیل های اطلاعاتی متنوعی از نقاط قوت و ضعف ژنتیکی تا پتانسیل های بیماری های مختلف یا حتی عادات و سبک زندگی افراد را شامل شود. پر واضح است که ظرفیت این اطلاعات می تواند در حیطه های مختلفی همچون پزشکی و دارویی باشد.از این رو موضوع سرقت داده‌های ژنتیکی چه در سطح کشور ما و حتی در سطح جهانی علاوه بر اینکه موضوعی واقعی و عینی است لزوم اتخاذ سیاست ها و استراتژی‌های موثر بر آن را هم در حوزه مالکیت فردی و جمعیتی را می طلبد.

2-4. نظرات مخالفان

1- طبق معاهده کنترل سلاح‌های بیولوژیک که تا کنون به تأیید 165 کشور ازجمله آمریکا و چین نیز رسیده است، ساخت، انتشار، اشاعه، ذخیره کردن سلاح‌های بیولوژیک ممنوع بوده و مقررات سفت و سختی در این خصوص وجود دارد.

نقد نظر: هرچند تئوری اینکه آمریکا و چین معاهده کنترل سلاح‌های بیولوژیک را امضاء کرده‌اند؛ اما در مورد عدم وجود آزمایشگاه‌های مجهز و پیشرفته آمریکا جهت ساخت سلاح بیولوژیک در کشورهای مختلف دلیلی قابل اتقان وجود ندارد. از این رو، به نظر میرسد کشورهایی همچون چین و آمریکا تنها ظاهراً و به منظور حفظ وجهه و نزاکت بین المللی دست به امضای این معاهده زدند.

2- هزینه جنگ‌های بیولوژیک بسیار بالا است و اساساً قابل‌کنترل نیست. به همین دلیل آمریکا بعد از راه‌اندازی برنامه توسعه سلاح‌های بیولوژیک در جنگ جهانی دوم هرگز از این سلاح استفاده نکرده است.

نقد نظر: تقریباً و با درصدی تفاوت باید گفت جنگ به هر نوعی که باشد- اعم از نظامی و بیولوژیک برای کشورهای متخاصم دارای ضرری هنگفت است. این امر از خصایل اولیه و اصلی جنگ و هرگونه خشونت است. لذا، این امر دلیل اثبات کننده بر این ادعا نمی‌تواند باشد.

3- در به‌کارگیری سلاح‌های بیولوژیک هیچ تضمینی وجود ندارد که نیروهای خودی گرفتار نشود.

نقد نظر: در مورد این تئوری نیز مانند پیشین نظر نگارنده بر این ادعا استوار است که در جنگ‌های نظامی نیز تلفات زیادی برای گروه‌های دو کشور متخاصم وجود دارد. ویژگی بارز هر جنگی تخریب تمام‌عیار نیروهای دول متخاصم است، ازاین‌روست که ملت‌ها سال‌ها است که برای جلوگیری از وقوع جنگ و قاعده‌مند نمودن خشونت انسانی در تکاپو هستند. از سوی دیگر، به رغم درگیر شدن نیروی خودی این فایده برای کشور راه اندازی کننده سلاح بیولوژیک مستتر است که تقریباً هیچ گاه نمیتوان او را متهم نمود. در واقع، کشور برانگیزاننده سلاح بیولوژیک آن را گسترش میدهد لیکن، هرگز نمیتوان او را به عنوان مجرم در صحنه‌ی بین المللی به رسمیت شناخت. در واقع، در سایه بودن دولت تأسیس کننده سلاح بیولوژیک در شرایطی که به موجب بند 4 ماده 2 منشور حقوق بین الملل توسل به زور ممنوع است، امری ارزشمند تلقی خواهد شد.

5- تحلیل کووید-19 به‌عنوان سلاح بیولوژیک در عرصه حقوق بین‌الملل و بررسی عواقب احتمالی آن

بدیهی است که جنایت جنگی در اساسنامه‌ی دیوان کیفری بین‌المللی جرم انگاری شده است. ازاین‌رو، یک رفتار مجرمانه‌ی بین‌المللی محسوب می‌شود. برای جنایت جنگی در عالم خارج مصادیق متعددی متصور است. یکی از انواع جنایات جنگی استفاده از سلاح‌های نامتعارف نظیر سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیک است. به‌منظور جلوگیری از ممنوعیت به‌کارگیری از این سلاح‌ها علاوه بر وجود اسناد و معاهدات بین‌المللی، موازین حقوق بشردوستانه نیز مهر تأییدی بر این ادعا است.

هرچند دولت‌ها از حق حاکمیت انحصاری در داخل قلمروی خود برخوردارند، اما این حق حاکمیت انحصاری با وجود حقوق بشردوستانه تا حدی تعدیل گشته است. دیوان بین‌المللی کیفری نورنبرگ مقرر می‌دارد: «در صورت تعارض قواعد بین‌المللی که از بشر حمایت می‌کنند با قوانین دولتی، قوانین دولتی باید کنار گذاشته شوند». امروزه نیز حقوق بین‌الملل این رویه را پذیرفته و مورد تأیید قرار داده است. این امر غیرقابل‌انکار است که حقوق بین‌الملل بشردوستانه استفاده از سلاح‌های نامتعارف را در تقابل با کرامت قرار داده است و به‌کارگیری آن‌ها را نقض فاحش قواعد حقوق بشردوستانه ازجمله اصل حمایت از جمعیت غیرنظامی و ضرورت تفکیک میان جمعیت نظامی و غیرنظامی و ایجاد درد و رنج بیهوده برای آن‌ها می‌باشد. از دید حقوق بین‌الملل بشردوستانه یک سلاح ممکن است به دو طریق ممنوع و غیرقانونی اعلام شود:

1- با اتخاذ یک معاهده ممنوعیت (به‌طور ویژه)؛

2- مغایرت با قوانین حقوق بین‌الملل بشردوستانه.

البته میان این دو نوع ممنوعیت تفاوت‌هایی وجود دارد. در نوع اول، تنها کشورهایی که معاهده را تصویب کرده‌اند به آن پایبند هستند؛ اما در مورد رعایت حقوق بشردوستانه تمامی دول به آن ملزم و متعهد هستند، حتی اگر معاهده‌ی خاص در مورد آن وجود نداشته باشد.

همچنین با ارتکاب یک جنایت بین‌المللی، نظم بین‌المللی به مخاطره می‌افتد. عدم رعایت نظم بین‌المللی و نقض هنجارهای بین‌المللی منجر به تزلزل و فروپاشی بقای جامعه بین‌المللی خواهد بود. درواقع، نظم عمومی از چنان اهمیتی برخوردار است که هرگونه عمل متعارض با آن، فاقد اثر حقوقی است.

در خصوص استفاده از سلاح بیولوژیک کنوانسیون منع استفاده از سلاح‌های بیولوژیک در سال 1972 تصویب شده است. قدرت تخریبی و حمله میکروبی این نوع جنگ‌افزارها چندین برابر سلاح‌های ممنوعه است. یک مقایسه به شکل زیر نشان می‌دهد:

یک حمله بیولوژیک قدرت این را دارد که 20 تا 80 هزار کشته بر جای گذارد؛ درحالی‌که یک حمله اتمی باقدرت بیست میلیون تن فقط 40 هزار کشته بر جای می‌گذارد. خصیصه سلاح بیولوژیک این است که اثرگذاری کندی بر نیروهای دشمن می‌گذارد و به چند روز وقت نیاز دارد. در مقابل حملات هسته‌ای و شیمیایی بلافاصله نیروهای دشمن را متوقف می‌سازد. بزرگ‌ترین مشکل این نوع جنگ‌افزارها حمله علیه افراد یا اهداف غیرنظامی است؛ درحالی‌که این نوع سلاح معمولاً دارای فایده ملموس نظامی نیستند. به‌طورکلی، استفاده از سلاح‌های بیولوژیک به دلیل تأثیر آمیز بودن بر جمعیت غیرنظامی موردانتقاد زیادی قرار می‌گیرد.

البته مانند حقوق داخلی، در عرصه‌ی بین‌المللی نیز استفاده از سلاح‌های بیولوژیک باید عالمانه و عامدانه باشد. به این معنا که مرتکب به‌طور عامدانه به ساخت سلاح بیولوژیک اقدام کند و نسبت به زیان‌بار بودن آثار آن اطلاع داشته باشد (بند 1 و 3 ماده 30 اساسنامه دیوان بین‌المللی کیفری).

چنانچه ویروس کووید-19 را با توجه به ماهیت مرموز و عدم پاسخ‌دهی آن به هیچ‌یک از روش‌های درمانی وقوع تنش‌های شدید میان دو ابرقدرت چین و آمریکا در سال‌های قبل از انتشار این ویروس را به‌عنوان تکه‌های یک پازل کنار یکدیگر قرار دهیم تا آن را به‌عنوان تدارک یک سلاح بیولوژیک از سوی کشور منشأ آن یعنی چین و شهر ووهان در نظر بگیریم، به دلیل مبهم بودن موضوع باز هم نمی‌توان انگشت اتهام قطعی را به‌سوی یک کشور نشانه گرفت؛ درواقع، خصیصه اصلی سلاح‌های بیولوژیک این است که متهم اصلی را نمی‌توان یافت نمود یا زدن برچسب اتهام امری به‌غایت دشوار خواهد بود. به‌هرروی با توجه به بنا و پایه نظر نگارنده که بر بیولوژیک بودن ویروس کرونا ابتناء دارد، به نظر می‌رسد روش‌های دیگری برای طرح دعوا به طرفیت چین وجود داشته باشد که ذیلاً به بررسی آن‌ها خواهیم پرداخت:

اقدام چین که به نظر می‌رسد عالمانه و عامدانه بساط شیوع ویروس کرونا در سراسر پهنه‌ی جهانی را مهیا ساخته از سوی مدعی/مدعیان زیر قابل‌پیگیری خواهد بود:

اول: سازمان بهداشت جهانی به دلیل نقض مقررات اساسنامه؛

دوم: سازمان ملل متحد به دلیل تهدید صلح و امنیت جهانی؛

سوم: نهادهای جهانی حقوق بشر به‌واسطه نقض موازین حقوق بشری؛

چهارم: هر یک یا تعدادی یا تمامی کشورهای عضو سازمان بهداشت جهانی به دلیل نقض مقررات اساسنامه.

یکی از مستندات دعوا ماده 75 اساسنامه سازمان بهداشت جهانی است که به‌موجب آن، دیوان بین‌المللی دادگستری می‌تواند صلاحیت رسیدگی داشته باشد.

ماده 63 و 64 اساسنامه سازمان بهداشت جهانی نیز مستندات بعدی دعوا می‌باشند. این ماده چنین مقرر نموده است:

«هر یک از اعضا باید بی‌درنگ مهم‌ترین قوانین، ضوابط، گزارش‌های رسمی و آمار مربوط به وضعیت بهداشت و سلامت اجتماعی را که در کشور منتشرشده به اطلاع سازمان بهداشت جهانی برساند».

ماده 64 اساسنامه چنین بیان می‌دارد:

«هر یک از کشورهای عضو باید گزارش‌های آماری و مرتبط با همه‌گیری بیماری‌ها را به روشی که توسط سازمان تعیین می‌شود، به سازمان ارائه نماید».

بنابراین، قصور و عدم شفافیت در مورد همه‌گیری ویروس کرونا گذشته از اینکه مهر تأییدی بر بیولوژیک بودن این سلاح است نمایانگر عدم رعایت دو ماده فوق نیز می‌باشد.

ازنظر پیتر جینگ اقامه دعوا به طرفیت دولت چین امر ساده‌ای نیست و ممکن است به نتیجه مطلوبی هم منجر نشود؛ به‌هرروی عدم دستیابی به نتیجه مطلوب از منظر حقوقی می‌تواند پیروزی‌های سیاسی چشمگیری به همراه داشته باشد. ازنظر پیتر جینگ، فراهم کردن موجبات مسئولیت بین‌المللی برای یک کشور از جهت شیوع یک بیماری اتفاقی نیست که همه‌روزه در جهان شاهد آن باشیم؛ بنابراین، چنانچه وقت اندکی برای اجرای عدالت باشد، نباید به‌سادگی از کنار آن گذشت.

دشواری‌های اقامه دعوا علیه چین در صحنه‌ی بین‌المللی و نزد دیوان بین‌المللی دادگستری به شرح زیر قابل احصاء است:

اولاً، زمان کنونی که جهان درگیر این بیماری است، زمان مناسبی برای طرح چنین دعوایی نیست (هرچند این استدلال جنبه‌ی حقوقی ندارد و مانعی برای طرح دعوا نیست)؛

ثانیاً، طرح دعوا علیه کشور قدرتمندی همچون چین که بسیاری از کشورها مبادلات سیاسی و اقتصادی گسترده‌ای با آن دارند، کار ساده‌ای نیست (هرچند این استدلال فاقد بار حقوقی است و تزلزلی در طرح و اثبات ادله و دعوا و مبنای صلاحیتی دیوان ایجاد نمی‌کند. مضافاً اینکه تمامی کشورها دارای این محدودیت نیستند مانند ایالات‌متحده امریکا.

6- اصل تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان در حقوق بشردوستانه

یکی از اصول بنیادین در حقوق بین‌الملل بشردوستانه اصل تفکیک میان جمعیت نظامی و غیرنظامی است. بدون در نظر گرفتن اصل تفکیک حقوق بین‌الملل بشردوستانه عملاً کاربرد خود را از دست می‌دهد. منظور از اصل تفکیک این است که در صورت وقوع حمله و جنگ میان جمعیت نظامی و غیرنظامی قائل به تفکیک شویم. غیرنظامیان به افراد گفته می‌شود که در جریان جنگ و حمله به‌هیچ‌وجه آرایش نظامی نداشته و رزمنده تلقی نمی‌شوند. جمله مشهوری در این خصوص در مورد اصل تفکیک وجود دارد که چنین اشعار می‌دارد: «به هر کس حمله نکن». این مهم در بسیاری از اسناد بین‌المللی موردتوجه قرارگرفته است ازجمله، کنوانسیون لاهه، ژنو و قطعنامه‌های مجمع عمومی و شورای امنیت.

گذشته از توجه حقوق بین‌الملل بشردوستانه به اصل تفکیک میان جمعیت نظامی و غیرنظامی، در حقوق اسلام نیز به این اصل توجه زیادی داشته است. منظور از اصل تفکیک به زبان عوامانه این است که به هر کس حمله نکن. ازآنجایی‌که نظامیان هیچ‌گونه نقشی در جنگ ندارند، بنابراین بایستی از جمعیت نظامی تفکیک شوند. در ماده 48 پروتکل الحاقی شماره یک به‌طور ویژه مفهوم اصل تفکیک بیان شده است. همچنین در ماده 43 پروتکل الحاقی اول چنین بیان شده که سربازان هنگامی‌که در حالت رزم باشند باید خود را از غیرنظامیان متمایز سازند. به‌هرروی، آنچه از پروتکل الحاقی اول و ماده 3 مشترک کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو پیداست این است که تمامی تدابیر احتیاطی باید مورداستفاده قرار گیرد تا جمعیت و افراد غیرنظامی محفوظ مانده و موردحمله قرار نگیرند.

به‌موجب ماده 50 پروتکل شماره یک افرادی غیرنظامی محسوب می‌شوند که در هیچ‌یک از طبقات نیروهای مسلح مقرر در ردیف‌های 1،2،3 و 6 و قسمت الف ماده 4 عهدنامه سوم ژنو و ماده 43 پروتکل حاضر جای نگیرند. با توجه به این تعریف تن‌ها سربازان هستند که می‌توانند در مخاصمات مسلحانه مستقیماً شرکت نمایند و مورد هدف قرار گیرند.

سرباز، به اعضای نیروی مسلح یک‌طرف مخاصمه به‌استثنای کارکنان بهداری و مذهبی اطلاق می‌شود. بند اول ماده 4 پروتکل دوم الحاقی به کنوانسیون‌های ژنو مقرر داشته: «حمایت مقرر برای غیرنظامیان در این پروتکل در مورد همه افرادی است که در درگیری‌ها شرکت مستقیم نداشته و یا شرکت آن‌ها در درگیری‌ها خاتمه یافته باشد؛ و این در حالی است که در مخاصمات مسلحانه بین‌المللی صرف عضویت در نیروهای مسلح که به معنای مداخله مستقیم در درگیری‌ها است موجب اطلاق عنوان رزمنده می‌گردد».

نتیجه‌گیری

سلاح‌های بیولوژیکی در طول تاریخ بشر به‌طور مکرر مورداستفاده قرار گرفته است، اما اثربخشی آن‌ها برای استفاده به‌عنوان سلاح جنگی تأیید نشده است. در قرن گذشته علاقه مستمر به سلاح‌های بیولوژیکی توسط ملل وجود داشته است، اعتیادی که حتی امروز نیز ادامه دارد. به‌خصوص در مواردی که سلطه منطقه‌ای (یا مقاومت در برابر آن) ممکن است به سلاح‌های غیرمتعارف نیاز داشته باشد، سلاح بیولوژیک همچنان یک تهدید بزرگ است. موازین حقوق بشردوستانه از یک‌سو و وجود اسناد بین‌المللی ویژه مهر تأییدی نسبت به عدم به‌کارگیری سلاح‌های بیولوژیک است. دلیل اصلی عدم استفاده از سلاح‌های بیولوژیک اصل عدم تفکیک میان جمعیت نظامی و غیرنظامی است.

کرونا ویروس با داشتن ویژگی‌های مرموز و عدم شناخت راه درمانی مؤثر برای آن به‌رغم تلاش‌های روزافزون محققان به نظر می‌رسد اسلحه‌ای بیولوژیک از سوی دول متخاصم برای بر هم توازن تعادل اقتصاد جهانی و سلب اعتماد عمومی از دولت‌ها باشد. هرچند استفاده از سلاح‌های بیولوژیک نیروهای خودی را نیز درگیر می‌کند؛ اما مهم‌ترین فایده مترتب بر آن، این است که به‌طورقطع نمی‌توان کشور خاصی را مسئول این عمل دانست و در بسیاری از موارد مسئله در هاله‌ای از ابهام باقی می‌ماند. ازاین‌روست که برخی از دولت‌ها نسبت به اعمال سلاح‌های بیولوژیک تمایل ویژه‌ای دارند.

بنا بر آنچه در فوق ذکر شد:

دیوان بین‌المللی دادگستری می‌تواند بر اساس ماده 75 اساسنامه سازمان بهداشت جهانی ایراد به صلاحیت را پشت سر گذارد و وارد مرحله ماهوی شود؛

در مرحله ماهوی موضوع دعوا با چالش‌های چندی مواجه است، ازجمله عدم واکنش سازمان بهداشت جهانی نسبت به تخلفات چین و مشکل انتساب عمل متخلفانه به چین در مرحله اثبات دعوا و در پیش گرفتن دیپلماسی قضایی توسط دیوان در مرحله تصمیم‌گیری نهایی.

به فرض اینکه دیوان بین‌المللی دادگستری حکم به محکومیت چین برای پرداخت خسارت صادر کند، تعیین میزان خسارت با توجه به آثار گسترده و طولانی‌مدت بیماری در سراسر جهان امری دشوار خواهد بود.

به نظر می‌رسد با توجه به مشکلات موجود بهترین و عملی‌ترین راه حل درخواست سازمان بهداشت جهانی از دیوان بین‌المللی دادگستری مبنی بر اعلام نظریه مشورتی باشد. در این صورت اگر دیوان در چارچوب نظر مشورتی عمل دولت چین را خلاف حقوق و موازین بین‌المللی بداند، تا حدود زیادی نتیجه حاصل شده است؛ هرچند جبران خسارتی را به دنبال نخواهد داشت. نمی‌توان این امر را دور از ذهن داشت که بر نظریه مشورتی دیوان فوایدی نیز مترتب است:

اولاً- اثبات تلاش چین در مخفی کردن بیماری و اینکه با پنهان‌کاری سبب شیوع این ویروس در سراسر جهان شده؛

ثانیاً- احراز اینکه یک کشور بزرگ و قدرتمند باعث تهدید امنیت انسانی و جهانی شده (برتری عدالت بر قدرت)؛

البته بهتر است که مجمع عمومی سازمان بهداشت جهانی قطعنامه‌ای در تأیید نظریه مشورتی دیوان صادر کند و به جهانیان نشان دهد که عدالت برتر از قدرت خواهد بود.

به‌هرروی، یک تلاش هماهنگ و منسجم توسط دانشمندان، ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی، دامپزشکان و اپیدمیولوژیست ها برای کنترل تأثیر جهانی بیوتروریسم موردنیاز است؛ بنابراین، توصیه می‌شود که قبل، حین و بعد از چنین حملاتی (احتمالاً)، باید آگاهی عمومی جمعی بهبود یابد. مردم باید در مورد قرار گرفتن در معرض احتمالی سلاح‌های بیولوژیکی و مراحل مختلفی که برای بررسی قابلیت‌های زیست دفاعی ما و اطمینان از حفاظت کافی از تهدیدهای نوظهور باید انجام شود، آموزش ببینند.