به موجب قانون مدنی مجبات ارث بری دو امر است:

1- نسب (رابطه خویشاوندی)؛

2- سبب (رابطه زن و شوهری).


ماده 861 قانون مدنی چنین مقرر کرده است:

«موجب ارث دو امر است: نسب و سبب».

بنابراین، زن و شوهر نیز از یکدیگر ارث می برند؛ اما این امر دارای شرایط ویژه ای استمواد 940 تا 949 قانون مدنی در مورد نحوه ارث بری زوج و زوجه از یکدیگر مقررات قابل توجهی را بیان می کند.

به موجب قانون تنها در ازدواج دائم است که زن و شوهر از یکدیگر ارث می برند. بنابراین، زن و شوهری که به طور موقت ازدواج کرده اند و به اصطلاح صیغه هستند از یکدیگر به هیچ عنوان ارث نمی برند. شرط خلاف این امر هم در صیغه نامه اثری ندارد؛ چرا که قواعد ارث بری آمره هستند و خلاف آن ها را نمی توان توافق نمود.

ماده 940 قانون مدنی چنین مقرر کرده است:

«زوجین که زوجیت آنها دائمی بوده و ممنوع از ارث نباشند از یکدیگر ارث میبرند».

سهم الارث زوج و زوجه

به منظور تعیین سهم الارث زوج و زوجه باید دو فرض را از یکدیگر تفکیک نمود:

1- زوج و زوجه دارای اولاد یا اولادِ اولاد (نوه) نیستند که در این صورت زوج یک دوم و زوجه یک چهارم از میراثِ باقی مانده را به ارث می برد.

2- زوج و زوجه دارای اولاد یا اولادِ اولاد (نوه) هستند که در این حالت زوج یک چهارم و زوجه یک هشتم از ماترک باقی مانده را به ارث می برد.

اگر مردی چند همسر داشته باشد میراث چگونه میان آن ها تقسیم می شود؟

در صورتی که مردی دارای زوجات متعدد باشد اگر از آنها صاحب فرزند باشد یک هشتم ترکه و اگر صاحب فرزند نباشد یک چهارم ترکه به زوجه به ارث می رسد. مثلاً هادی دو زن به نام های الهه و آذر دارد. میزان دارایی متوفی عدد 40 در نظر گرفته می شود (اعداد صرفاً جهت مثال و محاسبه آسان تعیین می شوند). هادی و آذر یک فرزند به نام اکرم دارند. در این صورت:

عدد 40 ضربدر یک هشتم= 5 (متعلق به آذر)

عدد 40 ضربدر یک چهارم= 10 (متعلق به الهه)

است. ماده 942 در این خصوص چنین مقرر می نماید:

«در صورت تعدد زوجات ربع یا ثمن ترکه که تعلق بزوجه دارد بین همه آنان بالسویه تقسیم میشود».

فرض کنید شوهری همسر خود را با طلاق رِجعی (طلاقی که در آن برای زن حق رجوع است) مطلقه می کند و در اثنای زمان عده زن یا مرد بمیرد در این صورت همچنان رابطه توارث وجود دارد. مثلاً هادی و آذر با طلاق رجعی از یکدیگر جدا شدند و مدت عدّه 3 ماه و 10 روز است. در همین حین آذر فوت می کند. در اینجا هادی از او ارث می برد و همین طور اگر هادی فوت کند، آذر از او ارث می برد؛ اکا اگر بعد از زمان عده فوت کنند رابطه ارث بری وجود نخواهد داشت.

نکته (1): در طلاق بائن (طلاقی که برای مرد حق رجوع نیست) رابطه توارث وجود ندارد. ماده 943 قانون مدنی مقرر کر ه است:

«اگر شوهر زن خود را به طلاق رجعی مطلقه کند هر یک از آنها که قبل از انقضاء عده بمیرد دیگری از او ارث میبرد لیکن اگر فوت یکی ‌از آنها بعد از انقضاء عده بوده و یا طلاق بائن باشد از یکدیگر ارث نمیبرند».

اگر شوهر مریض باشد و در همان حال مریضی همسر خود را طلاق دهد و از تاریخ طلاق ظرف یک سال به دلیل همان مرض بمیرد، زوجه از او ارث می برد. فرض کنید هادی در حالت بیماری سرطان به سر می برد . همسر خود، آذر را در همان حالت مریضی طلاق می دهد. در اینجا آذر از او ارث می برد.


نکته (2): در این نوع ارث بری مهم نیست طلاق از نوع بائن باشد یا رجعی. در هر دو نوع زن از شوهر ارث می برد.

نکته (3): اگر زن مریض باشد برای شوهر امکان ارث بری وجود ندارد.

ماده 944 قانون مدنی مقرر نموده است:

«اگر شوهر در حال مرض زن خود را طلاق دهد و در ظرف یک سال از تاریخ طلاق به همان مرض بمیرد زوجه او ارث میبرد اگرچه ‌طلاق بائن باشد مشروط بر اینکه زن شوهر نکرده باشد».

چنانچه مردی در حالت بیماری با خانمی ازدواج کند؛ اما رابطه زناشویی و نزدیکی میان آنها برقرار نشود و مرد نیز قبل از برقراری رابطه فوت کند، زن از او ارث نمی برد. مثلاً هادیی در حالت بیماری سرطان با آذر ازدواج می کند و قبل از برقراری رابطه زناشویی هادی فوت می کند. در این صورت آذر از هادی ارث نمی برد؛ اما در صورتی که بعد از برقراری رابطه جنسی یا بعد از خوب شدن و بهبود یافتن از آن مرض بمیرد، زن از او ارث می برد. مثلاً اگر هادی در حالت سرطان با آذر ازدواج کند و رابطه زناشویی نیز میان آنها برقرار شود یا اینکه هادی از مرض سرطان بهبود یابد و سپس در اثر تصادف فوت کند، آذر از او ارث می برد.

نکته (4): در صورتی که زن در حالت مریضی با دیگری ازدواج کند و پس از برقراری رابطه جنسی بمیرد و یا پس از بهبودی از آن مرض در اثر حادثه ای دیگر بمیرد، را بطه توارث وجود نخواهد داشت.

ماده 945 قانون مدنی در این خصوص بیان می کند:

«اگر مردی در حال مرض زنی را عقد کند و در همان مرض قبل از دخول بمیرد زن از او ارث نمیبرد لیکن اگر بعد از دخول یا بعد از صحت یافتن از آن مرض بمیرد زن از او ارث میبرد».

نحوه ارث بری زوج و زوجه از اموال منقول و غیرمنقول

زوج از تمامی اموال زوجه اعم از اینکه منقول باشد یا غیرمنقول ارث می برد؛ اما زوجه تنها یک چهارم از اموال منقول (در صورت نبود فرزند و نوه) و یک چهارم از قیمت اموال غیر منقول (در صورت نبود فرزند یا نوه) و یک هشتم از اموال منقول (در صورت وجود فرزند یا نوه) و یک هشتم از اموال غیرمنقول (در صورت وجود فرزند یا نوه) ارث می برد. ماده 946 قانون مدنی مقرر کرده است:

«زوج از تمام اموال زوجه ارث می برد و زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج یک هشتم از عین اموال منقول و یک هشتم از قیمت اموال غیرمنقول اعم از عرصه و اعیان ارث می برد در صورتی که زوج هیچ فرزندی نداشته باشد سهم زوجه یک چهارم از کلیه اموال به ترتیب فوق می باشد.
تبصره (الحاقی ۱۳۸۹/۵/۲۶) - مفاد این ماده در خصوص وراث متوفایی که قبل از تصویب آن فوت کرده ولی هنوز ترکه او تقسیم نشده ‌است نیز لازم‌الاجرا است».

در صورت امتناع ورثه از دادن قیمت اموال غیرمنقول به زن، تکلیف چیست؟

در این صورت زن می تواند حق خود را از عین اموال استیفاء کند. ماده 948 در این مورد اذعان داشته:

«هرگاه ورثه از اداء قیمت امتناع کنند زن می تواند حق خود را از عین اموال استیفاء کند».

اگر زوج و زوجه هیچ وارث دیگری به جزء یکدیگر نداشته باشند، تکلیف یکدیگر نیست؟

چنانچه زن و شوهر هیچ ورثه دیگری به جز یکدیگر نداشته باشند، شوهر تمامی اموال زن خود را به ارث می برد؛ اما در مورد زوج این امر متفاوت است. زوج تنها سهم خود (یک چهارم) را به ارث می برد و بقیه اموال به نفع دولت ضبط خواهد شد. ماده 949 و 866 قانون مدنی به ترتیب در این خصوص بیان می کنند:

ماده 949:

«در صورت نبودن هیچ وارث دیگر به غیر از زوج یا زوجه شوهر تمام ترکه زن متوفاه خود را میبرد لیکن زن فقط نصیب خود را و بقیه‌ ترکه شوهر در حکم مال اشخاص بلاوارث و تابع ماده ۸۶۶ خواهد بود».

ماده 866:

«در صورت نبودن وارث امر ترکه متوفی راجع به حاکم است».

متأسفانه ماده 866 به نحو مناسبی نگارش نیافته است. منظور از «حاکم» در این ماده «دولت» است و مراد قانون گذار این است که اگر فردی هیچ ورثه ای نداشته باشد میراث او متعلق به دولت خواهد بود.