۰۲۱88501196 ۰۲۱88501196
تماس

توهین، فحاشی، قذف و افترا

همه چیز در مورد جرم توهین و فحاشی

واژه توهین از ریشه «وهن» به معنای خفیف کردن است و در اصطلاح حقوقی به موجب ماده 608 قانون مجازات اسلامی جرم انگاری شده است:

«توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک، چنانچه موجب حد قذف نباشد، به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه یا ۵۰ هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود».

انواع جرم توهین

جرم توهین به دو نوع توهین ساده و توهین مشدد تقسیم می شود.

الف- توهین ساده: به کار بردن الفاظ رکیک نسبت به افراد توهین ساده است. از آنجایی که همه افراد دارای کرامت انسانی هستند؛ لذا به کار بردن الفاظ رکیک و حتی در عرف امروز به کار بردن افعالی از قبیل شکلک در آوردن و ... نسبت به افراد عادی توهین ساده محسوب می شود.

ب- توهین مشدد: ماده 609 قانون مجازات اسلامی در مورد توهین مشدد چنین مقرر کرده است:

«هرکس با توجه به سمت، یکی از رؤسای سه قوه یا معاونان رئیس جمهور یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شرکت‌های دولتی و شهرداری‌ها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید به سه تا شش ماه حبس و یا تا (۷۴) ضربه شلاق و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود».

ماده 513 قانون مجازات اسلامی در مورد توهین به مقدسات اسلامی که یکی از مصادیق توهین مشدد است چنین اشعار داشته است:

«هر کس به مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیاء عظام یا ائمه طاهرین(ع) یا حضرت صدیقه طاهره(س) اهانت نماید اگر مشمول حکم‌ ساب‌النبی باشد اعدام می‌شود و در غیر این صورت به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد». 

ماده 517 قانون مجازات اسلامی نیز مصداق جرم توهین مشدد است:

«قانون تعزیرات مقرر می دارد: هر کس علناً نسبت به رئیس کشور خارجی یا نمایندهٔ سیاسی آن که در قلمرو خاک ایران وارد شده است توهین نماید به یک تا سه ماه حبس محکوم می‌شود مشروط به این که در آن کشور نیز در مورد مذکور نسبت به ایران معامله متقابل بشود».

ماده 20 لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب 1333 نیز مصداق دیگری از جرم توهین مشدد است:

«هر کس نسبت به وکیل دادگستری در حین انجام وظیفه وکالتی یا به سبب آن توهین نماید به حبس تأدیبی از پانزده روز الی سه ماه‌محکوم خواهد گردید».

ماده 20 لایحه قانونی و مربوط به استقلال کانون کارشناسان رسمی مصوب 1357 نیز در مورد توهین به کارشناسان رسمی دادگستری در حین انجام وظیفه مقرر داشته است:

«هر کس در حین انجام وظیفه کارشناسی یا به سبب آن نسبت به کارشناس رسمی دادگستری توهین نماید به حبس جنحه‌ای از 61 روز‌الی 3 ماه محکوم خواهد شد».

بررسی ارکان جرم توهین و فحاشی

جرم توهین و فحاشی مانند سایر جرایم دارای سه عنصر قانونی، مادی و معنوی است:

عنصر قانونی جرم توهین و فحاشی

عنصر قانونی جرم توهین و فحاشی ماده 608 قانون مجازات اسلامی است که در بالا اشاره شد.

عنصر مادی جرم توهین و فحاشی

عنصر مادی جرم توهین و فحاشی عبارت است از ارتکاب فعل مثبت نه ترک فعل. مثلاً بلند نشدن جلو بزرگتر (ترک فعل) هر چند از نظر اخلاقی درست نیست، اما مصداق جرم توهین نیست. استعمال و به کار بردن الفاظ زشت و رکیک عنصر مادی جرم توهین و فحاشی را شکل می دهند.

عنصر معنوی جرم توهین و فحاشی

عنصر معنوی (روانی) جرم توهین عبارت است از سوء نیت عام (علم + عمد) مرتکب نسبت به، به کار بردن لفظ یا فعلی رکیک.

همه چیز در مورد جرم قذف

قذف در لغت به معنای انداختن و در اصطلاح قانونی به معنای نسبت دادن زنا و لواط به دیگری است. ماده 245 قانون مجازات اسلامی چنین مقرر کرده است:

«قذف عبارت است از نسبت دادن زنا یا لواط به شخص دیگر هرچند مرده باشد».

در قذف، قاذف (کسی که نسبت زنا یا لواط را به دیگری می دهد) باید قصد و آگاهی داشته باشد البته مهم نیست که مقذوف (کسی که مورد قذف قرار می گیرد) نسبت به آن لفظ آگاهی نداشته باشد. ماده 246 در این خصوص مقرر داشته است:

«قذف باید روشن و بدون ابهام بوده، نسبت دهنده به معنای لفظ آگاه و قصد انتساب داشته باشد گرچه مقذوف یا مخاطب در حین قذف از مفاد آن آگاه نباشد.
تبصره- قذف علاوه بر لفظ با نوشتن، هرچند به شیوه الکترونیکی نیز محقق می شود».

با توجه به ماده فوق، لفظ می تواند به شکل الکترونیکی نیز محقق شود؛ یعنی اگر کسی در فضای مجازی به دیگری بگوید «تو زنا کردی» مرتکب جرم قذف شده است. حال اگر فرد نسبت زنا یا لواط را به دیگری بدهد، مثلاً بگوید مادرت زنا کرده است، نسبت به کسی که به او این نسبت را داده مرتکب قذف شده و نسبت به طرف مقابل خود اگر از به کار بردن این لفظ اذیت شده باشد، مرتکب جرم توهین و فحاشی شده است. ماده 252 در این خصوص مقرر کرده است:

«کسی که به قصد نسبت دادن زنا یا لواط به دیگری، الفاظی غیر از زنا یا لواط به کار ببرد که صریح در انتساب زنا یا لواط به افرادی از قبیل همسر، پدر، مادر، خواهر یا برادر مخاطب باشد، نسبت به کسی که زنا یا لواط را به او نسبت داده است، محکوم به حد قذف و درباره مخاطب اگر به علت این انتساب اذیت شده باشد، به مجازات توهین محکوم می گردد».

حال اگر فردی واقعاً مرتکب زنا یا لواط شده باشد و به سبب این جرم نیز محکوم شده باشد، دیگری نیز به او بگوید که تو مرتکب زنا شدی، اگر آن فرد از زنا یا لواطی که مرتکب شده توبه نکند، کسی او را مورد قذف قرار داده نیز مجازاتی ندارد؛ لکن اگر بعد از توبه کسی که مرتکب زنا یا لواط شده او را قذف کند، مجازات در انتظار او خواهد بود.

ماده 254 در این خصوص مقرر می دارد:

«نسبت دادن زنا یا لواط به کسی که به خاطر همان زنا یا لواط محکوم به حد شده است، قبل از توبه مقذوف، مجازات ندارد».

اگر کسی جمعی را جداگانه مورد قذف قرار دهد، مجازات مستقلی برای هر کدام از آن ها در نظر گرفته می شود.مثلاً فردی در یک جمعی 10 نفره به هر کدام به طور جداگانه بگوید «تو زنا کردی» در این صورت مجازات مستقلی برای هر قذف در نظر گرفته می شود.

ماده 256 قانون مجازات اسلامی در این خصوص مقرر می دارد:

«کسی که چند نفر را به طور جداگانه قذف کند خواه همه آنها با هم، خواه جداگانه شکایت کنند، در برابر قذف هر یک، حد مستقلی بر او جاری می شود».

حال اگر همین فرد در یک جمع 10 نفره چنین بگوید: «شما زنا کارید» در این صورت آن 10 تن می توانند جداگانه شکایت کنند که در این صورت مجازات مستقلی برای هر کدام جاری می شود و اگر یک جا شکایت کنند فقط یک حد جاری می شود، ماده 257 در این خصوص چنین می گوید:

«کسی که چند نفر را به یک لفظ قذف نماید هر کدام از قذف شوندگان می تواند جداگانه شکایت نماید و در صورت صدور حکم محکومیت، اجرای آن را مطالبه کند. چنانچه قذف شوندگان یکجا شکایت نمایند بیش از یک حد جاری نمی شود».

همچنین اگر کسی چندین مرتبه دیگری را مورد قذف قرار دهد. مثلاً بگوید: «تو زنا کردی»، «تو لواط کردی» تنها یک مجازات برای او در نظر گرفته می شود. اما اگر پس از تحمل مجازات مجدد تکرار کند، دوباره مجازات بر او اعمال می شود و اگر بگوید «درست گفتم یا آنچه گفتن حق بود» 31 تا 74 ضربه شلاق تعزیری در انتظار او خواهد بود.

ماده 258 چنین مقرر کرده است:

«کسی که دیگری را به یک یا چند سبب، یکبار یا بیشتر قبل از اجرای حد، قذف نماید فقط به یک حد محکوم می شود، لکن اگر پس از اجرای حد، قذف را تکرار نماید حد نیز تکرار می شود و اگر بگوید آنچه گفته ام حق بود به سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش محکوم می گردد».

بررسی ارکان جرم قذف

جرم قذف مانند سایر جرایم دارای سه عنصر قانونی، مادی و معنوی است.

عنصر قانونی جرم قذف

عنصر قانونی جرم قذف ماده 245 قانون مجازات اسلامی است که در بالا اشاره شد.

عنصر مادی جرم قذف

نسبت دادن زنا یا لواط به دیگری به شکلی روشن و شفاف عنصر مادی جرم قذف است.

عنصر معنوی جرم قذف

عنصر معنوی جرم قذف عبارت است از سوء نیت عام (علم + عمد) مرتکب نسبت به لفظی که به کار می برد.

همه چیز در مورد جرم افترا

افترا به معنای نسبت دادن جرمی به دیگری است. ماده 697 قانون مجازات اسلامی در این خصوص چنین مقرر کرده است:

«هر کس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جراید یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر به کسی امری را صریحا نسبت دهد یا آنها را منتشر کند که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت کند، جز در مواردی که موجب حد است، به یک ماه تا یک سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق یا یکی از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد».

انواع افترا

افترا به دو نوع افترای قولی و فعلی تقسیم می شود:

الف- افترای قولی: یعنی به کار بردن الفاظی مبنی بر اینکه جرمی را به دیگری نسبت دهیم. مثلاً بگوییم «تو دزد هستی».

ب- افترای فعلی: یعنی با قرار دادن الات جرم در نزد دیگری (در جیب دیگری یا در خانه دیگری) به او عمل مجرمانه ای را نسبت دهی. مثلاً الف با قرار دادن اسلحه در خانه ب او را به قتل متهم کند.

عناصر جرم افترا

عنصر قانونی جرم افترا

عنصر قانونی جرم افترا همان ماده 697 قانون مجازات اسلامی است.

عنصر مادی جرم افترا

نسبت دادن جرمی به دیگری به صورت صریح و واضح عنصر مادی جرم افترا است.

عنصر معنوی جرم افترا

عنصر معنی یا روانی جرم افترا عبارت است از سوء نیت عام (علم +عمد) مرتکب نسبت به، انتساب جرم به دیگری.  

در زیر رایج ترین سؤالات در مورد جرم توهین، افترا و قذف ذکر شده است. همچنین برای مشاهده کانال تلگرام مؤسسه ترنم عدالت روی آیکون زیر کلیک نمایید.


متداولترین سؤالات در مورد توهین، قذف و افترا

آیا جرم توهین قابل گذشت است؟

بله، جرم توهین در دسته جرایم قابل گذشت است و با گذشت شاکی قرار موقوفی تعقیب صادر خواهد شد.

آیا توهین به مرده هم مشمول ماده 608 قانون مجازات اسلامی می شود؟

در این خصوص میان حقوقدانان رویه واحدی وجود ندارد؛ برخی معنقدند، باید به متن قانون اکتفا نمود و نمی توان آن را به طور وسیع تفسیر کرد. در متن قانون در مورد توهین به شخص مرده صحبتی به میان نیامده است؛ اما در مقابل عده دیگری از حقوقدانان معتقدند، توهین به مرده نیز جزء موارد ماده 608 قانون مجازات اسلامی است.

چه رفتارهایی مصداق جرم توهین هستند؟

به نظر می رسد ارتکاب افعالی همچون شکلک درآوردن، اشاره نا به جا با انگشتان، انداختن تف و پرتاب کردن اشیا و گوجه فرنگی 😃 مصداق جرم توهین است.

ادله اثبات جرم توهین و فحاشی کدام است؟

ماده 160 قانون مجازات اسلامی در مورد ادله اثبات جرم چنین مقرر کرده است:
«ادله ی اثبات جرم عبارت است از اقرار، شهادت، علم قاضی و قسامه و سوگند در موارد مقرر قانونی».
البته در مورد جرم توهین مهمترین و بهترین دلیل پس از اقرار متهم، شهادت شهود است.

جرم توهین یک جرم مقید است یا مطلق؟

توهین یک جرم مطلق است؛ به این معنا که حتی اگر مخاطب از سخن توهین آمیز ناراحت نشود، باز هم جرم توهین محقق شده است و صرف به کار بردن لفظ یا فعل رکیک برای تحقق جرم توهین کافی است.

اگر پدری فرزند خود را قذف کند، مجازات می شود؟

به موجب قانون، اگر قذف کننده پدر یا جدپدری مقذوف باشد، به سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش محکوم می گردد.

اگر کسی دیگری را قذف کند و سپس فوت کند قابل مجازات خواهد بود؟

اگر کسی دیگری را مورد قذف قرار دهد و مقذوف نیز گذشت نکند، قاذف قابل مجازات است؛ بنابراین حق اجرای مجازات حد به همه ورثه به جز همسر منتقل می شود؛ مگر اینکه قاذف، پدر یا جد پدری وارث باشد، وارث نمی تواند تعقیب متهم یا اجرای حد را مطالبه کند.

اگر قاذف غیر بالغ یا مکره باشد تکلیف چیست؟

در صورتی که کسی که دیگری را قذف می کند غیر بالغ یا مکره باشد، قذف محقق نشده و به 31 تا 74 ضربه شلاق تعزیری محکوم می شود.

در چه مواردی حد قذف ساقط می شود؟

در موارد زیر حد قذف ساقط می شود:
الف- هرگاه مقذوف، قاذف را تصدیق نماید.
ب- هرگاه آنچه به مقذوف نسبت داده شده با شهادت یا علم قاضی اثبات شود.
پ- هرگاه مقذوف و درصورت فوت وی، ورثه او، گذشت کند.
ت- هرگاه مردی زنش را پس از قذف به زنای پیش از زوجیت یا زمان زوجیت لعان کند (فرض کنید الف به همسر خود می گوید «تو زنا کردی» و پس از گفتن این عبارت، 4 بار در نزد حاکم شرع، زناکار بودن همسر خود در زمان زوجین یا پیش از آن را با سوگند اعلام کند و بار پنجم بگوید: «لعنت خدا بر من اگر دروغ گفته باشم»، در این صورت لعان واقع شده و حد قذف جاری نمی شود).

اگر کسی از روی عصبانیت به دیگری بگوید دزد، افترا واقع شده است؟

خیر، اگر کسی در حالت عصبانیت به دیگری نسبتی مجرمانه دهد، این عمل مصداق توهین است نه افترا.

شرایط تحقق جرم افترا چیست؟

برای تحقق جرم افترا شرایط زیر ضروری است:
  • نسبت دادن جرمی به دیگری؛
  • صریح بودن انتساب عمل مجرمانه؛
  • ناتوانی مفتری در اثبات صحت ادعای خود.
فرض کنید الف با ب دچار نزاع و اختلافات مالی است. حال یک روز الف مشاهده می کند که خودروی 206 او به سرقت رفته است. او به دادسرا مراجعه می کند و پس از اعلام سرقت، ب را نیز به عنوان سارق معرفی می کند. در این حالت دو فرض متصور است:
  1. ب واقعاً خودروی الف را سرقت کرده و این امر در دادگاه اثبات می شود که در این صورت افترا اتفاق نیفتاده است؛
  2. ب خودروی الف را سرقت نکرده است و سارق فرد دیگری است که در این صورت باز هم افترا اتفاق نیفتاده؛ چرا که الف به قصد تظلم خواهی و دادخواهی و با توجه به خصومتی که داشته ب را به عنوان سارق معرفی کرده است. 
حال ممکن است الف اصلاً خودروی 206 نداشته باشد؛ ولی با این حال اعلام سرقت کرده و ب را نیز به عنوان سارق معرفی کرده است. در این فرض، می توان قائل به این امر شد که جرم افترا اتفاق افتاده است.

راهنمای استفاده از وکیل

بی شک هر کس که بر مزایای داشتن وکیل در دعاوی حقوقی و یا معاملات آگاهی داشته باشد بدون داشتن یک وکیل خوب و خبره هیچ فعالیت دارای ریسکی را بدون حضور وکیل خود انجام نمی دهد.
البته در یک دهه اخیر تمایل مردم کشور عزیز به گرفتن وکیل و استفاده از مزایای داشتن وکیل در مشکلات قضایی بسیار افزایش یافته است.

اما هنوز هم هستند افرادی که خودشان شخصا اقدام به انجام معامله ای میکنند و پس از گیر افتادن در دام و یا به دردسر افتادن اقدام به مشورت با وکیل میکنند. یکی از دلایل طولانی شدن زمان رسیدگی به پرونده های قضایی در دادگاه ها و دادسراها و زیاد شدن پرونده های قضایی در دادگاه ها مشورت نکردن با وکیل در امور قضاییست.

چرا به وکیل نیاز داریم ؟

پرونده های حقوقی اغلب ماهیت پیچیده ای دارند و همه چیز آن گونه که در ظاهر  ساده به نظر می رسدنیست. یک پرونده حقوقی نیز ممکن است به دلیل انتخاب  روش غلط برای رسیدن به نتیجه از سوی طرفین پرونده یا هر دلیل دیگری چند سال  سپری شود و تازه افراد به فکر انتخاب وکیل می افتند. اما برخی از افراد  با بروز کوچک ترین مشکل حقوقی نیز به سراغ متخصص قانون یعنی وکیل می روند و  از مزایای آن اعم از جلوگیری از اطاله دادرسی_پپیگیری وکیل بجای موکل در  مراجع قضایی و استفاده از راه حل های قانونی مناسب بهره مند می شوند.

آیا حضور وکیل تاثیری در روند دادرسی دارد؟

اغلب قضاوت در پرونده ای که وکیل دادگستری در آن حضور  دارد دقت و ملاحظه بیشتری مبذول می نمایند و مسلما حضور وکیل در دفاتر شعب و  آشنایی با مفاهیم حقوقی و آیین دادرسی مدنی و کیفری و دید و بینش مدیر  دفتر و کارکنان شعب که براثر تجربه کاری حادث گردیده است باعث خواهد شد  روال پرونده سریعتر صحیح تر طی شود.
بنابراین بهتر است قبل از هرگونه اقدام که درآینده بار حقوقی خواهد داشت  با یک وکیل دادگستری (همانند کاری که افراد در کشورهای پیشرفته انجام می  دهند) مشورت نمائیم تا جلوی خسارات آتی را بگیریم و در صورت بروز اختلافات  قبل از اقدام حقوقی حتما با یک وکیل مشورت کنیم که چه بسی یک مشورت ساده و  صرف هزینه ای اندک جلوی خسارات و راه های طولانی دادگاهها و اطاله وقتمان  را بگیرد.

عنوان محتوای سفارشی

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد.

نحوه اعطای وکالت به وکیل چگونه است؟

در حال حاضر اعطای وکالت به صورت الکترونیک و بدون نیاز به حضور موکل انجام می شود.

مزایای استفاده از وکیل در دعاوی خانوادگی چیست؟

تجربه نشان داده است اغلب اشخاص بالاخص افرادی که از شان و مرتبه بالایی  برخوردارند بعد از حضور در جلسات خانوادگی دادگاه به علت درگیری های لفظی و  تنش های عصبی از اینکه خود در جلسات حضور یافته و وکیل نگرفته اند اظهار  پشیمانی نموده اند، زیرا حضور وکیل اغلب مانع از طرح مباحث بی اساس و پایه  خواهد شد.
حضور وکیل در دعاوی خانوادگی باعث تسریع امور _ عدم حضور زوجین در جلسات خواهد شد.

مزایای استفاده از وکیل در دعاوی کیفری چیست؟

در پرونده های حقوقی بدون حضور موکل وکیل می تواند ضمن اعلام وکالت و  ارائه لایحه از موکل خود دفاع کند . اما در پرونده های کیفری ، خود متهم  باید حضور داشته باشد و تا زمانیکه تحقیقات مقدماتی به پایان نرسیده وکیل  حق دخالت ندارد و با اتمام مراحل دادرسی و تحقیقات مقدماتی او می تواند  وارد پرونده شود . علت این مسئله هم این است که چون موکل متهم به انجام  جرمی کیفری است وکیل نمی تواند پاسخگوی اتهام او باشد و او خودش باید نسبت  به این مساله پاسخگو باشد.
وکیل دادگستری می تواند با تنظیم شکوائیه مناسب تعیین و تشخیص جرم  ارتکابی انجام اقدامات قضایی حضور در کلانتری و دادسرا و عدم مواجهه شاکی  ومتهم کلیه اقدامات اعم از مراحل مقدماتی (دادسرا) بدوی تجدیدنظر را انجام  دهد.