۰۲۱88501196 ۰۲۱88501196
تماس

ضرب و جرح

ضرب و جرح یکی از اصطلاحات رایج در میان مردم است که به کرّات بین افراد اتفاق می افتد. البته باید بین دو واژه ضرب و جرح و ضرب و شتم تفاوت قائل شد. منظور از ضرب و جرح، صدمه و آسیب زدن به دیگری است؛ لکن ضرب و شتم آسیب همراه با دشنام دادن است و گاهاً در دسته توهین، فحاشی و قذف قرار می گیرد که دو عنوان مجزای مجرمانه هستند.

منظور از ضرب، ایراد صدمه به دیگری بدون خونریزی و شکستگی است؛ اما در مقابل منظور از جرح، ایراد صدمات به دیگری همراه با خونریزی و شکستگی و به نوعی از هم گسیختگی بافت های بدن است.

در پاره ای از موارد، ضرب و جرح ممکن است منجر به قصاص شود و در برخی دیگر از موارد ضرب و جرح مجازات تعزیزی ضارب را به همراه داشته باشد.

همچنین، باید توجه داشت که جرح ممکن است متفاوت باشد. گاه جرح از نوع ایجاد یک خراشیدگی است و گاهی تا پارگی و شکستگی استخوان نیز پیش می رود.

ضرب و جرح ممکن است از نوع عمدی، شبه عمد و یا خطای محض باشند. در صورتی که ایراد ضرب و جرح به دیگری از نوع عمد باشد مرتکب قصاص خواهد شد. ماده 290 قانون مجازات اسلامی در مورد جنایت عمدی بر دیگری چنین اشعار نموده است:

جنایت در موارد زیر عمدی محسوب می شود:
الف- هرگاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا فرد یا افرادی غیرمعین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود، خواه کار ارتکابی نوعاً موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود، خواه نشود.
ب- هرگاه مرتکب، عمداً کاری انجام دهد که نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن، می گردد، هرچند قصد ارتکاب آن جنایت و نظیر آن را نداشته باشد ولی آگاه و متوجه بوده که آن کار نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن می شود.
پ- هرگاه مرتکب قصد ارتکاب جنایت واقع شده یا نظیر آن را نداشته و کاری را هم که انجام داده است، نسبت به افراد متعارف نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن، نمی شود لکن درخصوص مجنیٌ علیه، به علت بیماری، ضعف، پیری یا هر وضعیت دیگر و یا به علت وضعیت خاص مکانی یا زمانی نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن می شود مشروط بر آنکه مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنیٌ علیه یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی آگاه و متوجه باشد.
ت- هرگاه مرتکب قصد ایراد جنایت واقع شده یا نظیر آن را داشته باشد، بدون آنکه فرد یا جمع معینی مقصود وی باشد، و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن، واقع شود، مانند اینکه در اماکن عمومی بمب گذاری کند.
تبصره ۱- در بند(ب) عدم آگاهی و توجه مرتکب باید اثبات گردد و در صورت عدم اثبات، جنایت عمدی است مگر جنایت واقع شده فقط به علت حساسیت زیاد موضع آسیب، واقع شده باشد و حساسیت زیاد موضع آسیب نیز غالباً شناخته شده نباشد که در این صورت آگاهی و توجه مرتکب باید اثبات شود و در صورت عدم اثبات، جنایت عمدی ثابت نمی شود.
تبصره ۲- در بند(پ) باید آگاهی و توجه مرتکب به اینکه کار نوعاً نسبت به مجنیٌ علیه ، موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن می شود ثابت گردد و درصورت عدم اثبات، جنایت عمدی ثابت نمی شود.

 البته برای رعایت قصاص قانون گذار شرایطی را در نظر گرفته است. در ضرب و جرح شبه عمد و خطای محض دیه به مجنی علیه پرداخت می گردد. مدت زمان مقرر برای پرداخت دیه به شرح زیر است:

1- ضرب و جرح عمدی: مهلت پرداخت دیه یک سال از زمان وقوع جرم توسط مرتکب است.

2- ضرب و جرح غیر عمدی (شبه عمد): مهلت پرداخت دیه دو سال از زمان وقوع جرم توسط مرتکب است.

3- ضرب و جرح از نوع خطای محض: مهلت پرداخت دیه سه سال از زمان وقوع جرم توسط مرتکب است.

نکته مهم: طرفین می توانند به گونه دیگری نسبت به این موضوع تراضی کنند.

البته، در پاره ای از موارد ممکن است ضرب و جرح شرایط قصاص را نداشته است و از سویی دیگر بیم تجری مجرم و دیگران را در جامعه فراهم کند و امنیت جامعه را بر هم زند که در این صورت برای مرتکب جرم ضرب و جرح، مجازات تعزیری در نظر گرفته شده است. ماده 614 قانون مجازات اسلامی مقرر کرده است:

«هر کس عمداً به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به مرض دایمی ‌یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل مجنی‌علیه گردد در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد چنانچه اقدام وی موجب اخلال در نظم‌ و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد و در صورت درخواست مجنی‌علیه مرتکب ‌به پرداخت دیه نیز محکوم می­شود.

تبصره – در صورتی که جرح وارده منتهی به ضایعات فوق نشود و آلت جرح اسلحه یا چاقو و امثال آن باشد مرتکب به سه ماه تا یک سال حبس ‌محکوم خواهد شد».

در سایر موارد ممکن است ضرب و جرحی اتفاق بیفتد؛ اما فاقد هر گونه آثار و نمود خارجی باشد. در این حالت تکلیف چیست؟ در اینجا نیز مقنن به این امر پرداخته است. ماده 567 قانون مجازات اسلامی مقرر کرده است:

«در مواردی که رفتار مرتکب نه موجب آسیب و عیبی در بدن گردد و نه اثری از خود در بدن برجای بگذارد ضمان منتفی است لکن در موارد عمدی در صورت عدم تصالح، مرتکب به حبس یا شلاق تعزیری درجه هفت محکوم می شود».

جرم ضرب و جرح از جرائم غیر قابل گذشت است و در صورت گذشت شاکی تنها موجبات تخفیف مجازات فراهم خواهد شد. برای مشاهده کانال تلگرام مؤسسه ترنم عدالت بر روی آیکون زیر کلیک نمایید.

سؤالات متداول جرم ضرب و جرح

آیا ضرب و جرح همسر جرم انگاری شده است؟

عمل ضرب و جرح نسبت به هر فردی جرم است؛ اما در صورتی که زوج مرتکب ضرب و جرح نسبت به زوجه شود؛ این امر از مصادیق بازر عسر و حرج (به سختی افتادن زوجه) است و می تواند به موجب تبصره ماده 1130 طلاق به درخواست زوجه را مطرح کند. برای اطلاعات بیشتر مقاله طلاق به درخواست زوجه را مطالعه کنید.

اگر پدری فرزند خود را مورد ضرب جرح قرار دهد، مجازات می گردد؟

چنانچه والدین در فرض تأدیب و تربیت طفل اقدام به ضرب و جرح او نمایند، این امر تا حدی که آسیب جانی یا جسمی به کودک وارد نکند، فاقد اشکال است. لکن اگر پدر فرزند خود را مورد ضرب و جرح قرار دهد، و موجب ایراد جنایت بر فرزند شود، قصاص نمی گردد. ماده 301 قانون مجازات اسلامی در این خصوص مقرر نموده است:
«قصاص در صورتی ثابت می شود که مرتکب، پدر یا از اجداد پدری مجنیٌ علیه نباشد و مجنیٌ علیه، عاقل و در دین با مرتکب مساوی باشد.»

در نزاع های خیابانی به صورت دسته جمعی در صورت ورود ضرب و جرح تکلیف چیست؟

قانون گذار در مورد نزاع های دسته جمعی که منتج به ورود آسیب و جرح می شوند در ماده 615 قانون مجازات اسلامی چنین مقرر نموده است:
هر گاه عده‌ای با یکدیگر منازعه نمایند هر یک از شرکت‌کنندگان در نزاع حسب مورد به مجازات زیر محکوم میشوند:
۱ - در صورتی که نزاع منتهی به قتل شود به حبس از یک تا سه سال.
۲ - در صورتی که منتهی به نقص عضو شود به حبس از شش ماه تا سه سال.
۳ - در صورتی که منتهی به ضرب و جرح شود به حبس از سه ماه تا یک سال.

اگر ضرب و جرحی توسط مأمورین گشت ارشاد صورت بگیرد، قابل مجازات است؟

در اینجا دو فرض  را باید از یکدیگر تفکیک نمود:
  1. ضرب و جرح در حدود وظایف و اختیارات مأمور انجام می شود که در این صورت قابل پیگیری نیست؛
  2. مأمورین از حدود و چارچوب وظیفه خود خارج می شوند در این صورت ضرب و جرح قابل پیگیری و شکایت است.
همچنین اگر مأمورین به طور اتفاقی به دیگری صدمه بزنند، دیه از بیت المال پرداخت می شود.

جرم ضرب و جرح چگونه قابل اثبات است؟

ادله اثبات جرم ضرب و جرح عبارتند از:
  1. اقرار: در صورتی که مرتکب اقرار به ضرب و جرح دیگری نماید، جرم ضرب و جرح اثبات می گردد؛
  2. شهادت شهود: چنانچه مجنی علیه شاهدی برای اثبات جرم ضرب  و جرح داشته باشد، می توان وقوع جرم را محرز دانست؛
  3. قسامه: قسامه به مجموع قَسَم هایی گفته می شود که برای اثبات جرم خورده می شود. برای اثبات جرم ضرب و جرح تعداد قسم های مورد نیاز عبارتند از: ششم قسم در صورتی که جنایت وارد شده به میزان یک دیه کامل باشد؛ پنج قسم در صورتی که میزان جنایت وارد شده، پنج ششم دیه کامل است؛ چهار قسم در جنایتی که میزان دیه آن دو سوم دیه کامل است؛ سه قسم در جنایاتی که میزان دیه آن یک دوم دیه کامل است؛ دو قسم در جنایاتی که میزان دیه آن یک سوم دیه کامل است و یک قسم در جنایتی که میزان آن یک ششم دیه کامل است.
  4. علم قاضی: آخرین دلیل علم قاضی است که میتواند موجبات اقناع وجدان قاضی را فراهم کند. علم قاضی از اوضاع و احوال ماجرا و توسل به نظریه کارشناسی و صحبت های مطلعین و یا نگاه کردن به فیلم و ... حاصل می شود.

راهنمای استفاده از وکیل

بی شک هر کس که بر مزایای داشتن وکیل در دعاوی حقوقی و یا معاملات آگاهی داشته باشد بدون داشتن یک وکیل خوب و خبره هیچ فعالیت دارای ریسکی را بدون حضور وکیل خود انجام نمی دهد.
البته در یک دهه اخیر تمایل مردم کشور عزیز به گرفتن وکیل و استفاده از مزایای داشتن وکیل در مشکلات قضایی بسیار افزایش یافته است.
اما هنوز هم هستند افرادی که خودشان شخصا اقدام به انجام معامله ای میکنند و پس از گیر افتادن در دام و یا به دردسر افتادن اقدام به مشورت با وکیل میکنند. یکی از دلایل طولانی شدن زمان رسیدگی به پرونده های قضایی در دادگاه ها و دادسراها و زیاد شدن پرونده های قضایی در دادگاه ها مشورت نکردن با وکیل در امور قضاییست.

چرا به وکیل نیاز داریم ؟

پرونده های حقوقی اغلب ماهیت پیچیده ای دارند و همه چیز آن گونه که در ظاهر  ساده به نظر می رسدنیست. یک پرونده حقوقی نیز ممکن است به دلیل انتخاب روش غلط برای رسیدن به نتیجه از سوی طرفین پرونده یا هر دلیل دیگری چند سال سپری شود و تازه افراد به فکر انتخاب وکیل می افتند. اما برخی از افراد  با بروز کوچک ترین مشکل حقوقی نیز به سراغ متخصص قانون یعنی وکیل می روند و  از مزایای آن اعم از جلوگیری از اطاله دادرسی_پپیگیری وکیل بجای موکل در  مراجع قضایی و استفاده از راه حل های قانونی مناسب بهره مند می شوند.

آیا حضور وکیل تاثیری در روند دادرسی دارد؟

اغلب قضاوت در پرونده ای که وکیل دادگستری در آن حضور  دارد دقت و ملاحظه بیشتری مبذول می نمایند و مسلما حضور وکیل در دفاتر شعب و  آشنایی با مفاهیم حقوقی و آیین دادرسی مدنی و کیفری و دید و بینش مدیر  دفتر و کارکنان شعب که براثر تجربه کاری حادث گردیده است باعث خواهد شد  روال پرونده سریعتر صحیح تر طی شود.
بنابراین بهتر است قبل از هرگونه اقدام که درآینده بار حقوقی خواهد داشت  با یک وکیل دادگستری (همانند کاری که افراد در کشورهای پیشرفته انجام می  دهند) مشورت نمائیم تا جلوی خسارات آتی را بگیریم و در صورت بروز اختلافات  قبل از اقدام حقوقی حتما با یک وکیل مشورت کنیم که چه بسی یک مشورت ساده و  صرف هزینه ای اندک جلوی خسارات و راه های طولانی دادگاهها و اطاله وقتمان  را بگیرد.

نحوه اعطای وکالت به وکیل چگونه است؟

در حال حاضر اعطای وکالت به صورت الکترونیک و بدون نیاز به حضور موکل انجام می شود.

مزایای استفاده از وکیل در دعاوی خانوادگی چیست؟

تجربه نشان داده است اغلب اشخاص بالاخص افرادی که از شان و مرتبه بالایی  برخوردارند بعد از حضور در جلسات خانوادگی دادگاه به علت درگیری های لفظی و  تنش های عصبی از اینکه خود در جلسات حضور یافته و وکیل نگرفته اند اظهار  پشیمانی نموده اند، زیرا حضور وکیل اغلب مانع از طرح مباحث بی اساس و پایه  خواهد شد .
حضور وکیل در دعاوی خانوادگی باعث تسریع امور _ عدم حضور زوجین در جلسات خواهد شد.

مزایای استفاده از وکیل در دعاوی کیفری چیست؟

در پرونده های حقوقی بدون حضور موکل وکیل می تواند ضمن اعلام وکالت و ارائه لایحه از موکل خود دفاع کند . اما در پرونده های کیفری ، خود متهم  باید حضور داشته باشد و تا زمانیکه تحقیقات مقدماتی به پایان نرسیده وکیل  حق دخالت ندارد و با اتمام مراحل دادرسی و تحقیقات مقدماتی او می تواند  وارد پرونده شود . علت این مسئله هم این است که چون موکل متهم به انجام  جرمی کیفری است وکیل نمی تواند پاسخگوی اتهام او باشد و او خودش باید نسبت  به این مساله پاسخگو باشد.
وکیل دادگستری می تواند با تنظیم شکوائیه مناسب تعیین و تشخیص جرم  ارتکابی انجام اقدامات قضایی حضور در کلانتری و دادسرا و عدم مواجهه شاکی  ومتهم کلیه اقدامات اعم از مراحل مقدماتی (دادسرا) بدوی تجدیدنظر را انجام  دهند.